ورزشي
 
يادداشت خواندني مجري فوتبال 120
از حاتمي‌کيا تا علي کريمي؛ جايي براي وابسته‌ها نيست
از حاتمي‌کيا تا علي کريمي؛ جايي براي وابسته‌ها نيست
  بزرگنمايي:
سه شنبه 24 بهمن 1396 - 19:38:45

آرمان ايرانيان -
ابراهيم حاتمي کيا و علي کريمي پرتکرارترين نامهاي اين روزها هستند. همه جا صحبت از اين دو نفر است. حتي افرادي که سينما و فوتبال را خيلي جدي دنبال نمي‌کنند به لطف شبکه‌هاي اجتماعي دستکم از مواضع اين دو نفر آگاه شده اند. دو نفري که در زمينه کاري خودشان متخصص اند و البته به پشتوانه همين تخصص و محبوبيت بي محابا حرف مي‌زنند. اما تفاوت اصلي آنها شايد جمله اول حاتمي کيا در مراسم اختتاميه جشنواره فجر امسال است که گفت: "من فيلمساز وابسته ام." روي سن خيالي جشنواره فوتبال اما هر روز علي کريمي را مي‌بينيم که داد مي‌زند: "من فوتباليست وابسته نيستم." (و جالب اينکه علي برخلاف ابراهيم جايزه اي در دستش نيست!)
نکته بسيار معناداري در واکنش اهالي سينما به صحبتهاي حاتمي کيا و اهالي فوتبال به علي کريمي نهفته است و آن اينکه در هر دو طيف کماکان مهم اين است که انتقاد را چه کسي بيان مي‌کند نه اينکه اساسا انتقاد از چه چيزي است. در مورد اول انتقاد عليه مخالفان و منتقدان فيلم "به وقت شام" و بخصوص صدا و سيما مطرح شد و با اينکه رسانه ملي از داخلي‌ترين لايه‌هاي جريان‌هاي سياسي داخل مملکت منتقد دارد تا اپوزيسيون خارج از کشور، واکنش‌هاي بخش وسيعي از مردم و اهالي سينما به ويژه در فضاي مجازي عليه حاتمي کيا بود. واکنش هايي که يک سرش مثل هميشه طنز بود و تدوين فيلم صحبتهاي حاتمي کيا با صداي نقي معمولي و سر ديگرش تکه فيلمي از زنده ياد عباس کيارستمي، نقل قولي از زنده ياد علي معلم، اشاره‌هاي مختلف از صاحبنظران و در نهايت حرف مردم کوچه و بازار که شما با اين جايزه که در دست داريد و هزاران سيمرغ و تقدير، به چه چيزي اعتراض ميکنيد؟ خود من هم چهار پنج بار فيلم صحبتهاي او را ديدم هربار از خودم پرسيدم: "مگر چه شده؟ اتفاقي افتاده؟" ماجرا همين قدر گنگ است و اگر بخواهيم بدانيم حرف منتقدان و پاسخ حاتمي کيا چيست خودمان بايد آستين بالا بزنيم و منابع و سايتها را بگرديم. اما ما کار ساده‌تر را مي‌کنيم؛ از حاتمي کيا خوشمان نمي‌آيد؛ به او مي‌پريم. يا بالعکس، از او دفاع ميکنيم.
درمورد علي کريمي هم ماجرا همين است. تمام مصاحبه‌هاي او را در اين مدت ديده و خوانده ام و همان سوال را درباره او هم دارم: "مگر اتفاقي افتاده؟" چه چيز مهم و تازه اي پيش آمده که او با اين همه سال سابقه بازي باشگاهي و ملي و حتي مقطعي دستياري کارلوس کيروش حالا تمام ارکان فوتبال را نشانه رفته؟ حتي خود کيروش را. او موارد متعددي را در مصاحبه هايش فرياد مي‌زند. ماجراي حق پخش جام جهاني گذشته، گرفتن لباس از بچه‌هاي تيم ملي، شرکت نميدانم چي نوين، اخراج يک کارمند، بليط فروشي الکترونيک، استخدام يک بدنساز، اساسنامه فدراسيون، حتي تمرين کنعاني زادگان و هزار و يک موضوع بظاهر بي ارتباط با هم و پراکنده. بقول حضرت مولانا در "فيه ما فيه" وقتي تو ميگويي نان ميخواهم، خورش ميخواهم، خرما ميخواهم و... تو همه اينها را نميخواهي، تو يک چيز ديگر ميگويي: گرسنه اي! حالا حکايت کريمي است. همه مسائلي که او مطرح ميکند مصداق هايي ازيک مفهوم کلي هستند. درواقع او ميخواهد يک چيز ديگر بگويد: مديريت فوتبال ما مشکل دارد. جالب اينکه برخلاف مورد حاتمي کيا، اهالي فوتبال و بخش گسترده اي از مردم طرف کريمي را گرفته اند و از او حمايت مي‌کنند؛ البته هرکسي از ظن خودش! اما در اين مورد، داشتن هدف مشترک يعني انتقاد از فدراسيون فوتبال آنها را باهم متحد کرده. اين موضوع باعث شده که حتي چشم‌ها به روي بعضي موارد منفي در اصل سوال و يا رفتار سوال کننده بسته شود. ريشه اين همنوايي‌ها با انتقادهاي تند کريمي اين است که تقريبا همه اعتقاد دارند مديريت در فوتبال ما ضعيف است، برخي رفتارها و حرفهاي کارلوس کيروش عذاب آور و حرص درآور است، مسائل مالي آنچنان روشن و شفاف نيست، خيلي از قراردادهايي که فدراسيوني‌ها بسته اند و مي‌بندند عجيب و ترکمانچاي گونه است و هزار مورد ديگر. اما نمي‌توانند ثابت کنند !

چرا علي کريمي؟
تمامي مواردي که ذکرشان رفت، خود معلول دو علت اصلي است. اول کم کاري، ضعف، چشم پوشي يا هر اسم ديگري که دارد از سوي نهادهاي نظارتي و دوم پيچيده بودن روابط در فدراسيون‌هاي فوتبال که بعنوان نهادهاي غيردولتي، بوروکراسي و ضوابط خاص خود را دارند. اين درست اهالي فدراسيون از موضع بالا مدام استناد مي‌کنند به اينکه اساسنامه از سوي فيفا تاييد شده و آنها پايبندي کامل به قانون دارند، اما کدام قانون؟ همه مي‌دانيم خود فيفا هم آنچنان عليه السلام نيست! در چنين شرايطي امثال کريمي و مايلي کهن وقتي مي‌بينند کاستي‌ها و سوء مديريت‌ها مورد بررسي قرار نمي‌گيرد، خودشان وارد ميدان مي‌شوند. موضوعي دردناک که مشابهش را قبلا در قالب کليپ‌هاي طنز مربوط به ثبت نام افراد مختلف در انتخابات رياست جمهوري ديده بوديم. جدا از سادگي و سطحي نگري برخي، عده اي ديگر تنها راه اصلاح وضع زندگي شان را در اين ديده بودند که خودشان بيايند رييس جمهور شوند!
چه بايد کرد؟
حداقل امسال در مسائل مختلف اين جمله را خيلي شنيده ايم که راه اعتراض اين نيست. اما کسي نمي‌گويد راه اعتراض و انتقاد چيست! درست همينجاست که رسانه مفهوم پيدا مي‌کند. بله؛ يک برنامه تلويزيوني و يک روزنامه يا سايت، ضابط قضايي نيست اما وجدان بيدار جامعه که هست. او ميتواند مطالبه گري را آنقدر تکرار کند که با فشار به ارکان قدرت آنها را وادار به پاسخگويي کند، کمااينکه محمدرضا ساکت را از ساکت بودن درآورد و او را با آن مقام به مناظره کشاند. او ميتواند باعث ايجاد موجي شود که دستگاههاي قضايي و نظارتي را به ميدان بياورد. او حتي ميتواند حقوق قشرها و اصناف مختلف را هم از لا به لاي کتاب قانون درآورد و به آنها نشان دهد. يادمان نمي‌رود که بسياري از پرونده‌هاي کلان فساد در ورزش از جمله کالچوپولي و فساد مالي در فيفا را هم همين رسانه‌ها علني کردند و حاکمان علي الاطلاقي مثل سپ بلاتر يا محمد بن همام را به زير کشيدند. اگر مطالبه گري از سوي رسانه‌ها روال شود مطمئنا افرادي از درون خانواده فوتبال که احساس تنهايي يا بي پشتوانه بودن دارند هم به اين موج مي‌پيوندند و اتفاقهاي مبارکي مي‌افتد. البته شرط بزرگي دارد و آن رعايت ادب رسانه اي و اشراف به موضوع است، امري که اتفاقا از نکات منفي کريمي بود.
راستش را بخواهيد من اگر مقامي در فدراسيون داشتم، فارغ از اينکه مدير قابلي بودم يا يک آدم فاسد، جلوي کريمي نمي‌نشستم. چرا من مدير بايد به يک بازيکن يا مربي پاسخگو باشم که آنطور کنار من بنشيند، حتي به صورت من نگاه نکند، انقدر کلمات درشت بارم کند و من براي ابراز بزرگواري مجبور باشم فقط لبخند بزنم؟ پس يک جاي کار مي‌لنگد! که اگر نمي‌لنگيد من سر جايم نشسته بودم و اساسا چيزي هم وجود نداشت که علي کريمي يا کسي مثل او اعتراضي بکند.
نويسنده: حميد محمدي

کد مطلب: 78080 داغ کن - کلوب دات کامارسال به فیسبوکارسال به مای اسپیسارسال به Stumble Uponارسال به Diggارسال به Deliciousارسال به Redditارسال به Google+ارسال به Google

تعداد توصیه ها:0
ارسال به ديگران چاپ با عکس

 نظرات شما
نام:
پست الکترونيک:
متن: *
Protected by FormShield
کد امنیتی: *
بانک ملت
بانک آينده
بانک سپه
پست بانک
محک
بانک گردشگري
خبر ايران